أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
64
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) قطعش كردند و بعد دست چپش را جلو برد . اين دست را هم بريدند . بعد نوبت بپاهاى عمرو رسيد . بر پاهايش را هم ابتدا راست و بعد چپ اره گذاشتند . صدايش در نمىآمد . بالاخره كار باينجا رسيد كه گفته شد : - گردن بكش . او مردانه گردنش را پيش آورد . شمشيرى كه بر گردنش زدند كند بود . كارى از پيش نبرد . عمرو بن شداد آنچنانكه گوئى شاد و آزاد نشسته گفت : - شمشير برندهاى بياورد كه كارى صورت بدهد . شمشير ديگر آوردند . آن شمشير هم نتوانست گردن عمرو را ببرد . عمرو دوباره گفت : - از اين برندهتر . ابن دعلج كه مأمور اين جنايت بود شمشير خود را از غلاف كشيد و به جلاد داد . جلاد با آن شمشير سر از بدن عمرو برداشت در اين هنگام ابن دعلج به سر بريدهى عمرو گفت : - به خدا هيچ شمشيرى از تو برندهتر نبود .